تبليغاتX
لمس بی پایان خوشبختی

لمس بی پایان خوشبختی

تصمیم بیدار شدن مهمترین تصمیمی است که در تمام عمر خود می توانیم اتخاذ کنیم.

انتظار............ از انتظار بدم میاد برای همین همیشه منتظر میمونم چون ازش بدم میاد

اگه دلم گرفته برای اینه که خودم این دل گرفتگی را بوجود آوردم.  اگه تو موقعیتی هستم که ازش راضی نیستم ، باز هم بر میگرده به طرز زندگی کردن  خودم، به طرز فکر کردنم ، به استفاده درست نکردن از زمان و عمرم .

اگه نمیتونم سرم را بالا بگیرم و بدون داد زدن اعلام کنم که من هم وجود دارم، باز هم به خودم فیدبک داره .

به خودم این اجازه را نمیدم که دیگران را بخاطر تنهاییم  سرزنش کنم

این اجازه را ندارم که دیگران را بخاطر منتظر ماندنم سرزنش کنم

این اجازه را ندارم که بودنم در این موقعیت را به خانواده ام ربط بدم.

بزرگ شدم، عاقل شدم،  پس نمی تونم دیگران را بخاطر اشتباهاتم مقصر بدونم،

دیگه اشتباه نمیکنم، دیگه وقت و عمرم و جوانیم را هدر نمیدم، میدونم خدا کمکم می کنه.

  دلم می خواهد از ته دل بخندم و خوشحال باشم

نوشته شده در شنبه 1388/09/07ساعت 16:46 توسط نیلو| |

گاهی باید سکوت کرد، شاید خدا هم حرفی برای گفتن داشته باشد

                                                                                          « زرتشت»

جایی در پشت ذهنت به خاطر بسپار که اثر انگشت خداوند بر همه چیز است

نوشته شده در چهارشنبه 1388/07/15ساعت 15:28 توسط نیلو| |

دلم تنگ است

دلم اندازه حجم قفس تنگ است

 سکوت از کوچه لبریز است

صدایم خیس و بارانی است

نمی دانم چرا در قلب من پاییز طولانی است

نوشته شده در چهارشنبه 1388/07/15ساعت 15:12 توسط نیلو| |

ای هستی اگاه که پنهان از دیده ای،در جهان هستی و برای جهان هستی!

تو میتوانی صدایم را بشنوی، زیرا تو درون منی و تو می توانی مرا ببینی،

زیرا تو بصیری ; لطف کن و در دل من دانه ای از حکمتت بکار تا  در جنگل تو ببالد و از میوه های تو بیاورد. آمین!

"جبران خلیل جبران"

خدای خوبم من هم به این دعا، با صدای بلند آمین گفتم و آمین می گویم و تا موقعی که خواسته ام را براورده نکردی آمین می گویم

من فقط تو را می خواهم و نه چیز دیگری ، چون وقتی تو را دارم همه چیز را دارم،هر چند که تو همیشه پیشِ منی واین منم که که فراموش می کنم که دوست خوبی مثل تو دارم،  می دونم که الان داری بهم نگاه می کنی، یا شاید داری به من می خندی، بخند که خنده هایت هم برایم ازهر عسلی شیرین ترِ ، آه منُ ببخش ، چه حرفی، شیرینی که ما از دستِ تو می خوریم از هر شیرینی شیرین تره . ولی شیرینی نگاهت را بیشتر دوست دارم، نگاهی که می دونم هیچوقت از من برنداشتی ، برای مدتی فراموشت کرده بودم ولی بازهم به معرفت تو، مثل همیشه حواست به من بود، دیشب دوباره  با تمام وجودم حست کردم . حاضر نیستم که این حس را با حس دیگه ای عوض کنم. خیلی خیلی خیلی  دوست دارم، چه حرف عجیبی، مگه کسی هم پیدا میشه که تو را دوست نداشته باشه...........

آره می دونم که تنهایم نمی گذاری آره می دونم.

نوشته شده در دوشنبه 1388/06/23ساعت 12:59 توسط نیلو| |

پاسی از نیمه شب گذشته ،  ولی هنوز منتظرم، منتظر یه اتفاق یا بهتر بگم یه خبر خوب

منتظرم، منتظر یه صدای خوش آهنگ

منتظرم، منتظرِ یه موسیقی دلنواز

منتظرم، منتظر یه نوای خوش

از انتظار بدم میاد

یه حسی بهم میگه خبرهای خوبی تو راه

خبری که تمام وجودم را از خوشی و مستی پر می کنه.

خدای خوبم زودتر، زودتر ، زودتر، من تحمل انتظار کشیدن را ندارم.

نوشته شده در دوشنبه 1388/05/26ساعت 23:15 توسط نیلو| |

" از دیروز بیاموز،برای امروز زندگی کن و امید به فردا داشته باش."

"به محض اینکه به خودت اعتماد کنی خواهی فهمید که چگونه زندگی کنی."

"تنها نشان زندگی، رشد کردن است."

نوشته شده در چهارشنبه 1388/05/21ساعت 19:44 توسط نیلو| |

پایان سخن پایانِ من است

                                   تو انتها نداری

نوشته شده در پنجشنبه 1388/05/08ساعت 0:2 توسط نیلو| |

در جست و جوی آموختنم

همه ی آن گفتگوهای مبتذل

راهِ مرا به شب می کشاند

عزیزم،تو نمی توانی آن آوازها را بخوانی

عزیزم،نمی خواهم با جزییات خسته ات کنم

حتی نمی خواهم وقتت را تلف کنم

فقط بگذار بگویم شاید تو بتوانی فکرم را آسوده کنی

اگر آنچه در چشمان توست عشق است

این بیش از آن است که باید باشد

 کمی بدشانسی آوردبم

.

.

.

از عشق درس بگیر...

 

نوشته شده در پنجشنبه 1388/05/01ساعت 22:38 توسط نیلو| |

 

Some good point:

1. dont forget God , he is the best

2. be alert in your life

3. do your best in any part of your life

4. be honest with your self

5.  tell the truth every time

6. don’t speak ill of anyone

7. don’t say any thing that might get you into trouble

8. don’t show off

8. ask God to be in your life anytime and don’t  leave you, due to if you have God by yourself  you have everything you feel that have  the best life, that’s my last offer, take it or leave it.

نوشته شده در پنجشنبه 1388/04/18ساعت 18:46 توسط نیلو| |

به یاد ندایی که خاموش شد....

آخرین باری که گریه کردم

نیمه های شب گذشته بود

خیلی دلم گرفته بود

نمی تونم فراموشش کنم

نمی تونم معصومیتش را فراموش کنم

نمی تونم صورت زیبایش را که با خون رنگین شده بود را فراموش کنم

نمی تونم لحظه جاری شدن خون را از صورت معصومش را فراموش کنم

مدام قیافه ی معصومش از جلوی چشمم رد میشه

خیلی دل گرفته

آخه چرا؟

 

نوشته شده در سه شنبه 1388/04/02ساعت 17:28 توسط نیلو| |

تالارهای عدالت سبز رنگ شده اند

گرگهای قدرت در پشت درب

در کمین تو نشسته اند می شنوی؟

آنها چون سایه به دنبالت هستند

به زودی تو اشتهای آنان را فرو خواهی نشاند

آنان تو را می درند

و در چکش پر قدرت عدالت له خواهی شد

نباید بترسی نباید بترسی

عدالت از بین رفته،مورد تجاوز قرار گرفته

عدالت دیگر از بین رفته است

بندهایت را  چون عروسک خیمه شب بازی می کشند دیگر عدالت وجود ندارد

دیگر حقیقت اهمیت ندارد،فقط برنده شدن است که اهمیت دارد

واین نبردی غم انگیز ولی واقعی است  نبردي بسیار واقعی...

سکوی پرتاب آنان بی تفاوتی و بی عاطفگی است

این خصومتی نهفته در اعماق وجود

آنهاست که فریبنده است

فرشته عدالت هتک حرمت شده

حقیقت به قتل رسیده وبا

نوارهای سرخ رنگ لبانت را مهروموم کرده اند

 

 

نوشته شده در دوشنبه 1388/04/01ساعت 16:50 توسط نیلو| |

I

 

زمان یخ زده و ثابت مانده

دیگر چه چبز باقی مانده است؟

چبزي نمی شنوید، چبزي نمی گویید

نمی توانید با حقایقی که برای خودم تصور می کنم روبرو شوید

تضمینی وجود ندارد

عده ای ظلم می کنند و جمعی مظلوم واقع می شوند

وای وای وای ...

زندگی همین است که هست

ولی لعنت بر آنان که فرصتی به ما ندادند

قبل از اینکه پروا ز کردن را بیاموزم بالهایم را چیدید

همیشه همان حرف همیشگی را ازشما می شنیدم:

کاری بکن که من می گویم نه آنچه من انجام می دهم!

با بی گناهی و بدون حمایت مرا رها کردند

واقعیت را ممنوع کرده اند

دروغ و ظلم را جایگزین کرده اند

ومن کورکورانه مشغول زندگی هستم

و از دنیایی که دیده ام وحشت زده هستم

من یک قربانی معصوم و بی گناه هستم،

لطفاً نجاتم دهید

در دنیایی که برایم ساخته اید پنهان شده ام

می جوشم و خون می ریزم

در من زخم های گشوده است که هیچوقت بهبود نمی یابند

کبنه ای جاویدان از شما بر دل دارم

بخاطر زندگی کردن در این جهنمی که همیشه می شناسید...

 

 

 

نوشته شده در شنبه 1388/03/30ساعت 17:10 توسط نیلو| |

در كجاي دنيا،در كجاي دنيا

در كجاي دنيا اينگونه آزار ديدم؟

برايم مهم نيست،آري برايم مهم نيست

حتي اگر از من به بدي ياد كني و بگويي در اشتباهم

اسم مرا هرچه مي خواهي بگذار ولي مرا از آن خود ندان

كه برايم اهميتي ندارد،آري اهميتي ندارد...

اهميتي نمي دهم اگر تركم كني

اهميتي نمي دهم اگر از اينجا بروي

اهميتي نمي دهم حتي اگر اين را مي خواستي

آري برايم اهميتي ندارد...

رهايش كن رهايش كن

عشق مرا رها كن....

اگر مي داني كه نمي تواني با من بماني

عشق مرا رها كن...

آري رهايش كن،رهايش كن

نوشته شده در دوشنبه 1388/02/28ساعت 15:37 توسط نیلو| |

سلام

یه پیام مهم: سرنوشت ما را ،شرايط نمي سازد اين تصميمات ماست كه سرنوشت را مي سازد. پس در تصميم گيري دقت كنيد. اگر مي خواهيد بهترين سرنوشت را براي خود رقم بزنيد بجاي ديگر خواه بودن ،خودخواه شويد و علايق و خواسته هاي خود را در اولويت قرار دهيد. و اين را هم بدانيد كه اگر كسي بلقوه خودخواه شود بلفعل ديگرخواه مي شود.

نوشته شده در شنبه 1388/02/19ساعت 14:33 توسط نیلو| |

 خطاست اگر بينديشيم عشق حاصل مصاحبت دراز مدت و باهم بودني مجدانه است. عشق ثمره خويشاوندي روحي است و اگر اين خويشاوندي در لحظه اي تحقق نيابد، در طول ساليان و حتي نسل ها نيز تحقق نخواهد يافت.

زندگي بدون عشق، به درختي مي ماند بدون شكوفه و ميوه. عشق بدون زيبايي، به گل هايي مي ماند بدون رايحه و ميوه هايي كه هسته ندارند....

زندگي، عشق و زيبايي، يك روحند در سه بدن كه نه از يكديگر جدا مي شوند و نه تغيير مي كند.

" جبران خلیل جبران"

 

 

نوشته شده در چهارشنبه 1388/02/16ساعت 16:50 توسط نیلو| |

من آمده ام تا حرفي بگويم و آن را خواهم گفت. اگر پيش از به زبان آوردن آن، مرگ مرا در يابد، فردا آن را بر زبان مي آورد.زيرا فردا هيچ رازي را در كتاب ابديت پنهان نمي گذارد.

من آمده ام تا در شكوه و روشنايي عشق زندگي كنم.

من اينجايم زنده، مردم نمي توانند مرا از زندگيم تبعيد كنند.

اگر آنها چشمانم را درآورند من به نجواي عشق و نغمه زيبايي و سرور گوش خواهم سپرد. اگر آنها بخواهند مرا از شنيدن بازدارند، من وجد وسرور را در نوازش نسيم خواهم يافت كه آميخته اي است از رايحه زيبايي و حلاوت نفس هاي عاشقان.

نوشته شده در چهارشنبه 1388/02/16ساعت 16:48 توسط نیلو| |

ای هستی آگاه که پنهان از ديده اي، در جهان هستي و براي جهان هستي! تو مي تواني صدايم را بشنوي، زيرا تو درون مني و تو مي تواني مرا ببيني، زيرا تو بصيري، لطف كن و در روح من دانه اي از حكمتت بكار تا در جنگل تو ببالد و از ميوه هاي تو بياورد. آمين!

خداوند ما را، شبنم و اشك را، در تشنگي پر از مهر و محبتش خواهد نوشيد.

" جبران خليل جبران"

نوشته شده در جمعه 1388/02/11ساعت 11:46 توسط نیلو| |

فکر می کردم که امسال سالی پر از خنده برای همه است و این را هم از خدا خواستم که همه بخندند ولی انگار همیشه نمیشه خندید و گاهی هم باید گونه هایمان خیس شود . نمی دونم چرا یه شب اینقدر می خندم که دلدرد می گیرم ولی یه شب دیگه با یه خبر ناگهانی اینقدر باید گریه کنیم که دیگه چشمامون توانایی باز شدن را نداره.  ۱۱ ماه پیش تنها عمه ام را از دست دادم و دقیقا دیروز تنها عمویم را نیز از دست دادم .

دلم خیلی گرفته.

 

نوشته شده در دوشنبه 1388/02/07ساعت 23:12 توسط نیلو| |

سلام خوبيد؟ فعلاً حرفي براي گفتن ندارم.
نوشته شده در جمعه 1388/02/04ساعت 21:45 توسط نیلو| |

 

سلام بر همه ی دوستان خوب خودم        

پیشاپیش فرارسیدن بهار88 و آغاز شکفتن گلها را صمیمانه به همتون تبریک میگم. و آرزوی روزهایی سرشار از شادی و نشاط و موفقیت را در سال نو براتون دارم.

امیدوارم همه سال خوبی داشته باشند سالی که پر از خنده باشه و نه گریه ، پر از موفقیت و نه شکست، پر از صداقت و نه دروغ و ریا، پر از محبت و دوستی باشه و نه کینه، پر از شادی و نه غم و .................

بیایید با هم چند تصمیم برای سال جدید بگیریم:

  1. همیشه یاد خدا را در دل داشته باشیم و هیچگاه فراموش نکنیم که از کجا آمده ایم و برای چه چیز آمده ایم و به کجا می رویم.
  2. تصمیم بگیریم که با خودمان روراست باشیم ، هیچگاه به خودمان دروغ نگوییم.
  3. افکار منفی را از خود دور کرده و مثبت اندیش شویم و آینده را روشن ببینیم.
  4. برنامه و اهداف خود را برای یک سال پر از موفقیت مشخص کرده.
  5. اهداف خود را به دو دسته بلند مدت وکوتاه مدت تقسیم کرده و در دفترچه ای یاداشت کرده.
  6. ایده ها و رفتارهایی که در خود و یا اطرافیانتان که  باعث ناراحتیتان می شود را در کاغذی نوشته و در مقابل هر رفتار منفی که نوشتید، رفتار و کرداری را که دوست دارید داشته باشید و ببینید را نوشته ، در واقع منفی ها را به مثبت تبدیل کرده.

مثلا: من همیشه بد اخلاق و عصبی هستم .( این جمله را با ماژیک مشکی پنهان کرده و روبروی آن نوشته:) من همیشه خندان و آرام هستم.

مطمئن باشید که به ایده ال خود می رسید. امتحان کنید.

  1. تنبلی را کنار گذاشته و برای رسیدن به اهداف بلند مدت و کوتاه مدت خود تلاش کرده.
  2. از شکست های گذشته درس گرفته و یک اشتباه را دو بار تکرار نکرده.
  3. از همه مهمتر به ندای درونی خود توجه کرده و خواسته های خود را بر دیگران مقدم بدانیم. تا کی می خواهیم به این فکر کنیم که دیگران در مورد ما چه قضاوتی می کنند.
  4. بلقوه های خود را به بلفعل تبدیل کرده و نگذاریم حتی یکی از بلقوه های ما بدون استفاده بماند.

                                                                                             

من تا دو هفته نمی تونم بهتون سر بزنم. چون دارم به مسافرت میرم. سال خوبی داشته باشید. من می دونم سال 88 سال خیلی خوبی برای منِ است سالی پر از موفقیت و پیروزی ، پر از شادی و نشاط، پر از خبرهای شیرین، پر از دوست داشتن. امید وارم برای شما هم همینطور باشه. بهترین آرزوها را برایتان آرزو می کنم.

نوشته شده در یکشنبه 1387/12/25ساعت 22:5 توسط نیلو| |

قالب وبلاگ : قالب وبلاگ